الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

186

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

الف - آيا اين حق به ورثه مشار اليها منتقل و توسط آنها قابل مطالبه مىباشد ؟ ب - آيا مىتوان بين سفر حج يا تعليم در دو فرض قيام وعدم قيام به شخص تفاوتى قائل شد ؟ ( مثلا گفته باشد من تو را به حج مىبرم يا تعليم مىكنم يا اينكه هزينه حج يا تعليم تو را مىپردازم . ) ج - در صورت انتقال به ورثه نحوه استيفاء چگونه است ؟ ( مثلًا در حج آيا بايد فقط حج نيابتى انجام داد يا اين كه ورثه مىتوانند ما به الازاء مالى حج را مطابق سهم الارث خود تقاضا كند ؟ ) د - به طور كلى هر گاه مهريه از جمله امور غير مالى باشد آيا قابليت انتقال به ورثه دارد ؟ جواب : نظير اين سؤال قبلًا جواب داده شد . حاصل كلام اينكه در صورتى كه سفر حج و يا تعليم و يا كتابت مطلق باشد و منصرف به مباشرت زوج نباشد در مورد حج هزينه يك حج بر ذمه زوج است پس اگر خود زن مستطيعه بوده و حج بر ذمه او مستقر شده براى خودش حج بجا بياورند و اگر نه وارث او حسب سهم الارث تقسيم مىكنند بعد از اداى ديون و وصايا ولى در صورتى كه منصرف به مباشرت زوج باشد يا تصريح شده باشد به مباشرت با موت زن موضوع منتفى مىشود و چيزى بر زوج نيست ، و همچنين است در مورد كتابت و تعليم قرآن و مانند آن . و اما مهر اگر بطور كلى از امور غير مالى باشد لابد مراد شما از امور غير مالى امثال موارد قبل مثل تعليم و مانند آن است . نه آنجايى كه اصلًا ماليتى وجود نداشته باشد چون بر اين فرض مسلم است كه چيزى كه مال نيست نمىشود آن را مهر قرار داد . ولى اگر ماليت داشته باشد اگر چه منفعت باشد مىشود آن را مهر قرار داد . عمل معلم منفعت و مال محترم است و حج بردن نيز چنين است . بنابراين در صورتى كه ماليت آن مال با موت از بين نرود ارث مىشود . ولى در مواردى كه ماليت قائم به شخص زوجه باشد با موت او ماليت تمام مىشود و تركه حساب نمىشود . و اين نحو ماليت كافى است براى مهر بودن چون